محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
876
قرابادين كبير ( مجمع الجوامع وذخائر التراكيب ) ( فارسى )
آن ظاهر باشد به قدر فساد و زيادتى بنيه و قوّت حال مريض اولا آن خون را دفع بايد نمود و اكر خون بسيار غليظ و كثيف باشد و از فصد رقيق آن دفع كردد و بقيه غليظتر شود بعد از چند روز از خوردن اين دوا يا در اثناى منضج كه قوام خون باعتدال مايل كردد فصد نمايند زيرا كه قطع نظر از قياس و دليل مكرر تجربه شده كه با وجود فساد و زيادتى خون اين دوا نفع نكرده بلكه ضرر كلى ازو ناشى شده و كاه باشد كه با وجود فصد در اثناى چوبچينى بفصد ديكر محتاج شوند با وجود احتياج تامل نهنموده بفصد مبادرت نمايند و همچنين است حال تنقيه و بقول جمعى كه ميكويند در اثناى اين دوا فصد و تنقيه مناسب نيست اعتماد ننمايند و چون مادهء مرض آتشك از سوداويت و كثافت خالى نيست بهتر آن است كه در اواخر اين مرض يا در اثناى منضج يا چوبچينى كه قوام خون را اعتدالى حاصل مىشود نمايند و در امراض سوداويه و مزمنه رك را كشاد بزنند و لحظه بلحظه دهن رك را بانكشت بكيرند تا طبيعت خون غليظ فاسد را بموضع فصد نزديك سازد چه اهتمام طبيعت در دفع مواد فاسده و حفظ صالح بسيار است و اين معنى موجب عدم عروض ضعف و غشى نيز هست لهذا اكثر اوقات اطبا بنابراين منافع برين نهج و دستور امر بفصد مينمايند خصوص در حالتى كه كمان ضعف و غشى باشد و تمامى مراتب مذكوره از ضرورت فصد و فصد قبل از منضج و چوبچينى در اتشك و سائر امراض مقدار كم نمودن خون منوط براى و حدس طبيب است كه از نبض و بشره و قاروره و سائر علامات استنباط و حكم مينمايند و از ملاحظه قاروره بهتر ظاهر مىشود و همچنين هرگاه اخلاط فاسده بسيار باشد اخراج خلطى كه سبب آن مرض باشد لازم و ضرور است تا بسبب تنقيه قدرى از خلط فاسد دفع و كم شده در اصلاح و دفع باقى بطريق تليين و تحليل و سيلان از راه بخار و عرق و بول و ادرار اثر اين دوا قوى و ظاهر كردد و اينكه بعضى را اعتقاد اين است كه فصد و تنقيه اصلا نميبايد و موجب ضعف مىشود غرض ازين دوا كه تقويت حرارت غريزى و قوتها است حاصل نميشود از صواب دور است چه هرگاه خلط فاسد در بدن بسيار باشد و چوبچينى مادهاى فاسد ساكن را به تليين و ترقيق سيلان حركت دهد و بر دفع تمامى قادر نبود بعضى را به عرق و بخار و ادرار دفع كند و بعضى ديكر به اعضاى رئيسه يا شريفه يا ضعيفه ريخته شود موجب ضرر و خطر بلكه هلاك مىشود مكر آنكه قدر خلط فاسد قليل باشد كه به چوب چينى دفع كردد يا آنكه مريض ضعيف باشد و تاب تنقيه نداشته باشد يا آنكه غرض از چوبچينى دفع مرض مادى نباشد بلكه ترطيب و تبريد يا تقويت قوى و حرارت غريزى باشد كه درين حالات تنقيه ضرور نيست بلكه مضر است پس خلاصه كلام در باب فصد و تنقيه آن است كه اكر خون با خلط فاسد بسيارى در بدن باشد بدون دفع انها چوب چينى نفع نمينمايد و ضرر مىرساند و فصد و تنقيه لازم است مكر در حالات و شقوقى كه بيان شد كه از فصد و تنقيه ضرر ميرسد و كاه باشد كه سبب تلف و هلاك شود و اكر چه تعيين منضج مسهل در خور هر مزاجى و مرضى و بنيه و شخصى بر طبيب لبيب سهل و اسان است اما بنا بر آنكه اين رساله در هر باب تمام باشد طريقه بر سبيل اجمال به جهت ابدان و امراض متوسطه و مواد مختلفه بيان مينمايد كه هرگاه بدان نهج و قانون و دستور عمل نمايند حق سبحانه تعالى مقارن آن شفاى كرامت فرمايد چنانچه اكر مادهء صفراويت داشته باشد دو روز هر روز منضج از بنفشه و كل نيلوفر و تخم خطمى و خبازى و اصل السوس و تخم كاسنى و بيخ كاسنى از هريك دو مثقال تمر هندى هفت مثقال ترنجبين و شيرخشت از هريك ده مثقال بدستور معمول خيسانيده و جوشانيده صاف نموده ميل نمايند و روز سيوم باضافه سنا مكى چهار مثقال خيسانيده و جوشانيده صاف نموده ميل نمايند و روز سيوم باضافه سنا مكى چهار مثقال كل سرخ دو مثقال مغز خيار چنبر ده مثقال روغن بادام دو مثقال بنوشند و روز چهارم دواهاى روز سيوم را باضافهء پوست هليله زرد پنج مثقال تربد سفيد بروغن بادام چرب كرده خراشيده دو مثقال ميل فرمايند اكر چه مشهور اين است كه تربد مسهل بلغم است اما نزد مجربين محقق است كه طبيخ او مسهل صفرا و جرمش مسهل بلغم است و روز پنجم راحت نموده سحر روز ششم حبى از ريوند چينى يك مثقال پوست هليله زرد دو مثقال سقمونياى مشوى يك دانك مثقال حب ساخته فرو برند و فنجانى آب نيمكرم از عقب آن بنوشند بعد از دو ساعت منضج روز اول را بدستور ميل نمايند و غذا يك روز قبل از تنقيه و دو روز بعد قيمهء شوربا يا كوشت خروس بچه يا بره نمايند و در ايام منضج و مسهل نخوداب و اگر مانعى از ترشى نباشد قبل از منضج و ايام منضج و يك روز بعد از فراغ بتمرهندى ترش و بقند شيرين سازند و اكر ضعف باشد شربتى از عرق بيدمشك كه بسيار شيرين نباشد نيز مىتوانند خورد و دويم از فراغ بحمام مىتوانند رفت و پارچهء نانى با مرباى زرشك يا الو يا يكى از شربتهاى ترش مثل شربت فواكهء ترش يا سكنجبين سفرجلى خورد و اكر مادهء بلغميه داشته باشد سه روز هر روز منضجى از پرسياوشان اصل السوس بيخ كرفس افسنتين رومى زوفا بيخ رازيانه انيسون تخم كاسنى عنب الثعلب از هريك دو مثقال انجير يزدى پنج عدد مويز دانه بيرون كرده سه مثقال شربت زوفا هفت مثقال كلقند افتابى ده مثقال بنوشند و روز چهارم باضافه هليله سياه پوست كابلى از هريك چهار مثقال ايرسا دو مثقال ميل نمايند و اكر ضعفى باشد راحت نمايند و الا روز پنجم باز منضج روز اول را بدستور و سحر روز ششم حبى از ايارج فيقرا و پوست هليله كابلى از هريك يك مثقال تربد سفيد نيم مثقال غاريقون دو دانك مثقال شحم حنظل يك دانك مثقال حب ساخته فرو برند و از عقب آن فنجانى آب نيمكرم بنوشند و اكر تنقيه كامل ازين دواها حاصل نشده باشد يك روز استراحت نموده روز ديكر باز منضج روز اول و روز ديكر بعد از آن و حب مذكور را بدستور بنوشند و اگر در اعضاى درد و وجع باشد سورنجان و بوزيدان و ماهى زهره دو مثقال اضافه منضج و مسهل نمايند غذا دو روز قبل و دو روز بعد و ايام راحت قيمهء شوربا يا كوشت تغلى و شيشك و هيل و دارچينى و قرنفل و زعفران نمايند و ايام منضج و مسهل نخوداب و اخرهاى روز شربت قند با كلاب و عرق بيدمشك و تخم ريحان موافق و مناسب است و اكر مادهء مرض سوداويت داشته باشد سه روز هر روز منضج از كاوزبان بادرنجبويه شاهتره پرسياوشان اسطوخودوس اصل السوس بيخ كاسنى افتيمون رومى از هريك دو مثقال انجير يزدى پنج عدد شربت اسطوخودوس اصل السوس بيخ كاسنى افتيمون رومى از هريك دو مثقال انجير يزدى ده مثقال بنوشند و روز چهارم باضافه بسفايج فستقى هليله سياه پوست هليله سه مثقال اضافه نموده ميل نمايند و روز پنجم بدستور منضج روز اول و روز ششم مسهل روز چهارم را بنوشند و روز هفتم